سيد محمد على ايازى

58

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

اوّلى ، آمادگى يابد و در آن ، صور موجودات را از مواد خارجى جدا سازد و با آنها نظير اتّحاد ماده به صورت ، اتّحاد پيدا كند . ج . عقل بالفعل مرتبه‌اى از عقل كه بالفعل بودنش براى تمامى معقولات يا بيشتر آنهاست ؛ يعنى وجود نخستين كه بدان صورت براى مادّه ، حسّى بوده است ، دگرگونى يافته و به وجود دومى و فطرت ثانوى جديدى كه به واسطهء آن در ذاتش با معقولات جدا شده‌اى ، اتّحاد يافته است . پس عقل و عاقل و معقول بودن آن ، يك چيز است ، بدون اختلاف حيثيتى كه موجب كثرت در ذات و وجود گردد . د . عقل مستفاد مرتبه‌اى از اين ذات است كه هرگاه بخواهد ، اين معقولات مفصّل را تعقّل مىنمايد و بدون آن كه نياز به جدا ساختن و تجريد و رنج به دست آوردن دوباره داشته باشد ، حاضر مىنمايد . چون او را ملكهء اتّصال به عقل فعّال ، حاصل شده ، از اين رو ، وقتى به عقل فعّال مىنگرد ، آن را حاضر مىيابد . « 1 » ملّاصدرا اين معنا از عقل را با دو حديث از احاديث كتاب عقل و جهل الكافى ، قابل انطباق مىداند : اوّل ، بخش پايانى حديث يازدهم است كه بر اساس آن ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد : خدا به بندگانش چيزى بهتر از عقل نبخشيده است ؛ زيرا خوابيدن عاقل ، از شب‌بيدارى جاهل و در منزل بودن عاقل ، از مسافرت جاهل ( به سوى حج و جهاد ) بهتر است . خدا هيچ پيغمبر و رسولى را جز به تكميل عقل ، مبعوث نساخته و عقل او برتر از عقول تمام امّتش خواهد بود و آنچه پيغمبر در خاطر دارد ، بر تلاش تلاشگران ترجيح دارد . و تا بنده‌اى واجبات را به عقل خود در نيابد ، آنها را انجام نداده است . همهء عابدان در فضيلت ، به پاى عاقل نمىرسند . عُقلا همان صاحبان خردند كه خداوند دربارهء ايشان فرموده : تنها صاحبان خرد ، اندرز مىگيرند . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 227 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 14 ، ح 11 .